بیقـــــــرارم
امشب...
بوی تو را می دهد
چشم که بر هم میگذارم
خیال اندامت ،
نفسهایم را فریاد میزند
عطش عرق کردهء تنت ،
جا مانده بر پوست شبهای بیتابی ام
التهاب و هذیان نیست
این بیقراریهای قد کشیدهء تنم ...
دروغ نیست!!!
هوس نیست!!!
سوگند به هر آنچه می پرستی بیقرارم...